صفحه اصلی/ چند رسانه ای/ گردشگری و سفر ۱۳:۰۷:۵۸ ۱۴۰۰/۵/۱۲ | شرق 0

سرمقاله شرق/ ديپلماسي در کابينه رئيسي(۵)

سرمقاله شرق/ ديپلماسي در کابينه رئيسي(۵)

سرمقاله شرق/ ديپلماسي در کابينه رئيسي(۵)

شرق/ « ديپلماسي در کابينه رئيسي(۵) » عنوان سرمقاله روزنامه شرق به قلم جاويد قربان‌اوغلي است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:

در چهار بخش قبلي درباره نقش و اهميت ديپلماسي، ويژگي‌هاي وزير، اهميت کارشناسي، سازمان و ساختار بوروکراسي پشتيباني سياست خارجي و در نهايت رويکردها به‌طور اجمال مطالبي گفته شد. بخش پنجم (و پاياني) اين سلسله متضمن پيشنهادهايي به تيم جديد دستگاه ديپلماسي کشور است که در چند روز آينده سکان مديريت اين نهاد تأثير‌گذار را در دست خواهند گرفت. در اين خصوص به چند نکته بسنده مي‌کنم.
 1- در اهميت و نقش سياست خارجي و تأثير آن در رشد اقتصادي و توسعه کشورها ترديدي نيست؛ اختلاف در نوع نگاه به مناسبات بين‌المللي است. کشوري را در جهان سراغ نمي‌توان گرفت که با رويکرد «تشنج و تقابل» در مناسبات خود با جهان در مسير پيشرفت و توسعه قرار گرفته باشد. الگوي چين بهترين شاهد بر اين مدعاست. رمز و راز پيشرفت خارق‌العاده و حيرت‌انگيز اين کشور در تغيير نگاه ايدئولوژيک به جهان و «تقابل با آمريکاي جهان‌خوار» است. چين با «جابه‌جايي» راهبرد تقابل با استراتژي توسعه و انطباق رويکرد‌هاي سياست خارجي با آن، در چهار دهه گذشته رشد مداوم اقتصادي را تجربه کرده و از کشوري فقير در دهه 70 ميلادي به دومين اقتصاد جهان تبديل شده است. شناخت رهبران هوشمند اين کشور از قواعد بازي در مناسبات بين‌المللي، پرهيز از تنش غير‌ضروري در سياست خارجي، تعامل کج‌دار‌و‌‌مريز با آمريکا و بهره‌گيري از منابع و ظرفيت‌هاي موجود در جهان، چين امروز را طي چهار دهه ساخته است. طرفه آنکه در همين کشور که هنوز حزب کمونيست به صورت بلامنازع حاکم است، 40 سال پيش رهبران چين دريافتند که تعامل سازنده با جهان شرط لازم براي توسعه است.
 2- درک واقع‌بينانه از نظام جهاني که به‌سرعت در مسير هم‌گرايي در حال حرکت است و اجماع نخبگان و تصميم‌سازان بر سر تحليل اگر نه يکسان بلکه با اشتراکات حداکثري، از ضرورت‌‌هاي رويکرد سياست خارجي کشور در سياست خارجي دولت رئيسي است. سازمان‌ها و کنوانسيون‌هاي بين‌المللي به‌سرعت در حال گسترش، نفوذ و تبديل‌شدن به قواعد آمره جهان و لازم‌الاجرا‌شدن آن از سوي دولت‌‌هاي جهان هستند. ماجراي پرغصه پول‌هاي بلوکه‌شده ايران در کشور‌هاي چين، هند و کره (سه کشور با سه نظام سياسي متفاوت) را نگاه کنيد؛ مانع اصلي در پرداخت بهاي نفت صادراتي به اين سه کشور و بدهي ناشي از صادرات برق به عراق صرفا مسئله «‌تحريم» و پيوستن ايران به FATF است. اين کشورها خود را ملزم به تبعيت از مقررات بين‌المللي مي‌دانند و بارها نيز در مذاکرات اين امر را به ما تذکر داده‌اند. بازکردن گره کور مبادلات پولي و عادي‌شدن تجارت با جهان به‌طور مشخص در گرو عبور از اين دو گردنه است.
 3- يکي از مهم‌ترين و ضروري‌ترين موارد تکاليف ديپلماسي رئيسي، تعيين تکليف برجام و FATF است. درباره برجام سخن بسيار گفته شده و صورت‌مسئله براي همه روشن است. مزايا و مضرات آن را مي‌دانيم. اينکه «اگر برخي موارد را قبول نمي‌کرديم، بهتر بود» نيز مشکلي را حل نمي‌کند. اين گفته مانند ايراد‌گرفتن به فرماندهي است که با واقعيت‌هاي ميدان روبه‌رو است. کسي که کنار تشک نشسته، نمي‌تواند حال و روز پهلواني را که با تمام توان در حال مبارزه با حريف قلدر است، درک کند. برجام پس از تصويب مجلس به امري ملي و برخوردار از حمايت حاکميت تبديل شد. اينکه همه سياست خارجي را نبايد به بند ناف برجام گره زد نيز گزاره درستي است؛ ولي امروز اقتصاد کشور گروگان برجام و تعيين تکليف آن است. 
به نظر مي‌رسد براي احياي توافق هسته‌اي ضروري است اولا، ايران و آمريکا مستقيم و بدون واسطه مذاکره کنند؛ ثانيا، خواسته‌هاي حداکثري را کنار بگذارند و ثالثا، قاعده برد-برد را که منطق مذاکرات موفق برجام بود، مبناي مصالحه قرار دهند. در اين موضوع خاص و ديگر موضوعات سياست خارجي، بحث «اعتماد» مطرح نيست و هدف سياست خارجي هر کشور تأمين حداکثري منافع ملي با توجه به توان خود در عرصه بين‌المللي است و «اعتماد به غرب» همان‌قدر براي منافع کشور مضر است که «‌اتکا به شرق». مبناي ارتباط بين‌الملل بر اساس «اعتماد» نيست و هر کشوري اعم از شرق با غرب در پي منافع خود است. نکاتي که ظريف در گزارش نهايي خود به مجلس داد، اتمام‌حجت کسي است که جوانمردانه پا در اين ميدان نبرد ديپلماتيک گذاشت، فحش و ناسزا شنيد، سرمايه سياسي 40ساله خود را فدا کرد ولي کاري سترگ و ماندگار را در طبق اخلاص تقديم کشور کرد. بيان دردمندانه ظريف کاملا گوياي اين امر بود که «‌هيچ توافقي براي هيچ‌يک از طرف‌هاي آن توافق بي‌نقص نيست... لازمه رسيدن به توافق، درک اين واقعيت است که بدون توجه به حداقل قابل قبولي از نگراني‌ها و مطالبات همه طرف‌ها، امکان مصالحه وجود ندارد. گرايش حداکثري تنها به مذاکرات فرسايشي و بي‌پايان مي‌انجامد». «مصالحه» کليد‌واژه کار سترگ نلسون ماندلا و خردمندانه‌ترين راهکار براي عبور از بحران‌هاست. بيش از دو سال است که FATF منتظر دريافت جواز عبور از مجمع تشخيص مصلحت نظام است. اجماع نخبگان اقتصادي اعم از مسئولان اجرائي يا دانشگاهيان و اقتصاددانان آگاه از سازوکار نظام پولي حاکم بر جهان بر اين است که بدون عبور از گردنه FATF راه به جايي نخواهيم برد و قفل تعامل پولي و مالي با جهان باز نخواهد شد. با وجود همسويي سياسي چين و روسيه با ايران، اين دو به صراحت و تکرار به ما گفته‌اند در فقدان پيوستن ايران به ساز‌و‌کار FATF نمي‌توانند با ايران تبادلات مالي داشته باشند؛ مضافا اينکه هيچ کشوري وارد همکاري جدي اقتصادي با ما نخواهد شد و ايران همچنان بهشت دلالان و کاسب‌کاران تحريم خواهد بود. ترديد نبايد کرد. تکيه بر قدرت اقتصادي چين به دليل هژموني آمريکا بر نهاد‌هاي بين‌المللي از يک سو و حجم تجارت چين و آمريکا از سوي ديگر، سرابي بيش نيست. بدون توافق پايدار با آمريکا، سال‌هايي دشوارتر و شوک‌هايي به‌مراتب مخرب‌تر پيش‌روي اقتصاد کشور خواهد بود؛ چالش‌هايي که زنگ خطري جدي براي دولت رئيسي و طبعا کشور است.
 4- تعيين تکليف روش و نوع «تعامل با آمريکا» از ديگر موضوعات مهم و تعيين‌کننده در رويکرد‌هاي سياست خارجي در شرايط نوين و پس از تکيه رئيسي بر صندلي پاستور است. موضوعي که بيش از چهار دهه محل بحث و مناقشه است و هنوز هم نفيا و اثباتا راهبردي براي آن تدوين نشده و تا زماني که تعامل با آمريکا ذيل کدخدا‌پرستي و... تعريف شود، هيچ مهره‌اي در صفحه شطرنج روابط حرکت نخواهد کرد. به نظر مي‌رسد زمان آن فرا رسيده که موضوع کاهش تنش با آمريکا و نه لزوما برقراري روابط، در دستور کار دولت جديد قرار گرفته و از دريچه «منافع ملي» به آن نگريسته و تصميمات راهبردي اتخاذ شود. تنش‌زدايي و گفت‌وگو بر سر مسائل مورد اختلاف بين دو کشور در فضاي بي‌اعتمادي مطلق کنوني که هر روز بر طبل آن نواخته مي‌شود و هر اتفاق کوچک به عاملي براي تشديد بحران و تقابل بين دو کشور تبديل مي‌شود، راهبردي منطبق با واقعيت‌هاي حاکم بر جهان و عبور عزتمندانه از شرايط دشوار کنوني است. شرايط بي‌بديل همسويي اکثريت نهاد‌هاي قدرت با رئيس قوه مجريه، بهترين موقعيت براي حاکميت براي رهايي از دغدغه‌اي است که تاکنون به جناح‌بندي‌هاي سياسي و اختلافات جناحي و اينکه کدام جناح صلاحيت و اهليت مديريت مذاکره را دارد، سنجاق شده بود. شرايط کنوني ارزش فکر‌کردن و بازنگري در اين مهم را فراهم کرده است.
 5- بهبود روابط با همسايگان از ديگر موضوعات مهم و مغفول در چند سال اخير در روابط خارجي کشور است. پالس‌هاي مثبت رئيس‌جمهور منتخب در اين رويکرد و پاسخ هر‌چند محتاطانه گيرندگان پيام، نشانه‌هاي خوبي براي برون‌رفت از شرايط کنوني و آغاز فصلي نو در رابطه با کشور‌هاي همسايه است. نگراني اصلي در اين مسير، در سه محور است؛ اول، هژموني غرب و تبعيت اين کشورها، دوم، نگراني آنها از عدم تغيير رفتار و راهبرد ايران و سوم، نقش نهادهايي که مديريت ميدان در سياست خارجي در دست آنهاست. راهکار دو مورد اول، ديپلماسي و مذاکره جدي با اين کشورهاست. در موضوع سوم اما ارزيابي دقيق از هزينه - فايده وضعيت در رابطه با برخي کشور‌هاي منطقه، مي‌تواند راهگشا باشد. نگرش يک‌سويه به وضعيت نظامي عربستان در يمن، بدون برخورداري از تحليل دقيق از دلايل آمادگي اين کشور براي مذاکره، نتيجه‌اي جز استمرار وضعيت کنوني ندارد و رقابت ايران و عربستان در يمن باخت‌-باخت به دو کشور است و بازنده اصلي آن مردم يمن هستند که در وضعيت اسفناکي زندگي مي‌کنند. پررنگ‌ترشدن نقش ديپلماسي و حضور سياست‌مداران در مذاکراتي که در بغداد آغاز شد و ظاهرا به‌رغم اختلاف‌ها همچنان ادامه دارد، مي‌تواند روزنه‌‌هاي توافق را پررنگ‌تر کند.
 6- در يک جمع‌بندي خلاصه به تبعيت از سه اصل «حکمت، عزت و مصلحت» به‌عنوان راهبرد عملياتي نظام در سياست خارجي و در پرتو راهبرد جديد آمريکا در خروج از منطقه و تمرکز براي مقابله با چين و روسيه، شرايط براي بررسي تغيير نگاه در راهبرد‌هاي سياست خارجي فرا رسيده است. محاسبه کارشناسانه و فارغ از هيجان و تابو‌هاي ذهني پيش‌ساخته که زمان رهايي از آن مدت‌هاست سپري شده و تمرکز بر رهايي از وضعيت شکننده داخلي و قرار‌گرفتن در ريل‌هاي رشد و توسعه کشور، از مسئوليت‌هاي اصلي رئيس‌جمهور منتخب در تدوين راهبرد‌هاي سياست خارجي در شوراي عالي امنيت ملي است. استمرار وضعيت کنوني نتيجه محتومي جز اتلاف منابع، ازدست‌رفتن فرصت‌هاي توسعه و لاجرم عقب‌افتادگي، تعميق مشکلات داخلي و تحميل هزينه‌هاي کلان براي دستاورد‌هاي اندک نخواهد داشت. درک اين واقعيت که همچون بسياري از کشور‌هاي جهان اعم از قدرت‌هاي اقتصادي مانند چين و هند يا کشور‌هاي مسلمان مانند مالزي و اندونزي مي‌توان با جهان و به شمول آن آمريکا روابطي به دور از تشنج داشت ولي تابعي از متغير سياست‌هاي واشنگتن نشد، چندان معادله پيچيده و حل‌نشدني‌اي نيست. برون‌رفت از اين بن‌بست، نيازمند تغيير در نگرش‌ها و رويکردها و اولويت‌بخشي به منافع مردم و توسعه کشور است.

انتهای پیام.

کابينه دولت سيزدهم روزنامه شرق

نظر خود را بگذارید